پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )
131
تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )
( ع ) كه اماميّهء درست آيين و غلا شيعه ( نصيريّه و دروزيّه ) به طور مستقل ذكركردهاند ، نمىتوان پيشاپيش و تحقيق ناكرده انتساب آنها را به امام جعفر صادق ( ع ) به كلّى رد كرد » ( ص 204 ) . ماسينيون از اين مقارنههاى عقيدتى چند نمونه ، مانند تمايز ميان « امر » و « مشيّة » ، استعمال كلمهء « تنزيه » ، واجب نبودن حجّ ، محكوم شمردن « قياس » و « رأى » ، مىآورد ، ولى اين نمونهها بيش از آن ضمنى و ناروشن است كه قانع كننده تواند بود . وانگهى لازم است كه استقلال متقابل اين دو روايت ثابت شود . زيرا اگر در جهان تشيّع ، توانستهاند روايات مربوط به تفسير قرآن امام ششم را ، مستقل از صوفيهء اهل سنّت ، حفظ كنند ، عكس آن به خودى خود مسلّم نيست . چون اسنادها در اينجا غير قابل تحقيق است ، ناگزير بايد براى مقايسهء آنها به نقد درونى توسّل جست . از اتفاق نيك ، تفسير كاملى را كه به نام امام جعفر صادق ( ع ) به دست محمد بن ابراهيم نعمانى ( 328 / 940 ) ، شاگرد كلينى « 46 » ، فراهم آمده است در دست داريم . اين تفسير را ، كه دستكم دو نسخه « 47 » از آن موجود است ، مىتوان همتاى شيعى نسخهء ابن عطا دانست كه سلمى آن را در تفسير خود حفظ كردهاست . « 48 » و امّا با مقايسهء اين دو نسخه با يكديگر ، عملا ، به بيش از چند مقارنهء معدود عقيدتى كه ماسينيون به آنها اشاره مىكند برمىخوريم ؛ و درمىيابيم كه با اثرى واحد سروكار داريم با الهامى واحد ، سبكى واحد و حتى محتواى روحانى واحد . حتى ، از آن مهمتر ، در هر دو جملاتى با الفاظ يكسان مىيابيم ، ولى در آنها اختلافات محتوايى مهمّى نيز هست كه حاكى از انتقال آنها از دو منبع متفاوت است . اين ملاحظه ، با همهء اهميتى كه دارد ، بىگمان مسئلهء دانستن اين معنى را كه در ميان اين روايات ، اعمّ
--> ( 46 ) . نويسندهء اصول كافى ، كه در آن بارها از امام جعفر ( ع ) نقل قول شده است . جان ب . تيلور JohnB . Taylor اين نقل قولها را در دو مقاله ، در IslamicCulture , Vol . XL , no 311 - 79 . pp , ) 6691 ( 2 etvol . XL , no 602 - 591 . pp ، 4 به خوبى در معرض استفاده قرار دادهاست . ( 47 ) . يكى در بانكيپور ، شمارهء 1460 ، مشتمل بر 232 برگ ، نگاه كنيد به : Ca talogueoftheArab icandPersianmass . , t . XVIII , 2 , pp . 144 - 143 و ديگرى ، در استانبول ، نافذپاشا 65 ، مشتمل بر 154 برگ . ( 48 ) . با اين تفاوت مهم كه يكى سنّى است و ديگرى شيعى . در متنى كه سلمى در كتاب خود حفظ كرده است هر چه ارجاعى سياسى و اشارهاى به اهل بيت داشته حذف شده است . تنها يك تخطّى - غير قابل توجيه - از اين قاعده مىتوان يافت ؛ يعنى نسخهء خطّى ينى جامى 43 ، بر خلاف نسخههاى ديگرى كه ما بررسى كردهايم ، متنى به دست مىدهد كه از ناحيهء يك تفسير سنّى بعيد مىنمايد . امام صادق ( ع ) در تفسير آيهء فَتَلَقَّى آدَمُ مِنْ رَبِّهِ كَلِماتٍ ( بقره ، 37 ) مىفرمايد : « خدا در آن زمان كه هنوز هيچ چيز از آفرينش او نبود ، از نور جلال خود پنج مخلوق آفريد و از نامهاى خود به هر يك نامى داد : چون « محمود » است پيامبرش را « محمّد » ناميد ؛ چون « عالى » است امير مؤمنان را « على » ناميد ؛ چون « فاطر السموات و الارض » بود از آن نام « فاطمه » را ساخت و چون صاحب « اسماء الحسنى » بود ، از آن دو نام براى « حسن » و « حسين » بيرون آورد . سپس آنها را در سمت راست عرش جاى داد . . . »